تنهایی ما شده...

مدتهاست تنهایم

حتی کوله بار تنهایی منم انقدر نیست که بتوان تنهایی نامش خواند

مدتهاست می آزارند و می روند

مدتهاست که سایه من به نیشخندی ز تلخی همگام نشدن کسی با من

با یار خویش به شتاب ترکم گفته

مدتهاست شبهای فرطوط تنهایی قلمم

  بر پهنای کاغذهای سفید انباشته از حرفهای نگفته سخنی نرانده

چه کس با من خواهد ماند

چه کس لذت آزار تنهایی اش را با دلتنگی با من تقسیم خواهد کرد

چه کس...؟!

چه کس...؟!

چه کس...؟!

/ 5 نظر / 11 بازدید
l3ehnaz

سلام دوست عزيز تبریک وبلاگتون عالیه . آيا از ناريخچه كشور عزيزمون چيزي مي دوني ؟ آيا از خواندن مطالب جالب لذت ميبري ؟ آيا دنبال آهنگ يا نرم افزاري مي گردي پيداش نميكني ؟ بيا به اين وبلاگ و درخواست كن www.bhh777.persianblog.com سر بزنید و نظر هم بدید .

بیتا

شعرت قشنگه ولی غمناک [ناراحت]

سحر

سلام " خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند //و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست .//نه ،وصل ممکن نیست ، //همیشه فاصله ای هست .// اگر چه منحنی آب بالش خوبی است //برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر ، //همیشه فاصله ای هست .//دچار باید بود // وگرنه زمزمه حیرت میان دوحرف // حرام خواهد شد. سهراب سپهری /مسافر موفق باشید

محمد

سلام گاهی از اوقات فکر میکنی دنیا از آدم های خوب خالیه .ولی بعضی مو قع ها میبینی زندگی واقعا زیباست....[گل]

ریحانه هوتوتو

[گل]