با من نبودی

 

دیوار بلند سکوتم را می شکنم

مدتهاست از آن طرف دیوار صدایی مرا می خواند

انگار مرا با تلنگری به سوی خود می خواند

می خواهد اعماق وجودم را بشناسد اما

اما من انگار مدتهاست که نمی خواهم کسی را از خود برنجانم

مدتهاست از این ترس و بهانه فاصله های خود را بیشتر کرده ام

اما باز صدا مرا به سوی خود می خواند

بی پروا حتی از شکست و تلخی فاصله های من و او

پاسخش نتوانم

چرا که من ..........................

 

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
امیر

سلام وسلامتي به شما شيدا شاعر حسن غفاري براي ديدنت اي مهربان چراغي آورده ام تا فروغش بسان حجابي بر بودن تاريکم فروزنده گردد حجابي بر شيدايي مهربان ترين چشمانت راستي تبريک تولد عزيزترينم يادت نره [گل][گل][بدرود].

مریم

سلام...منم مدتهاست می خوام کسی رو نرنجونم و به این بهانه با بقیه فاصله میگیرم.... چقدر سخته! چقدر قشنگ می نویسی تو! موفق باشی[گل]