سنگ دل

می خواهم دل بسپرم به کسی که احترامی برای اشک قائل نیست

می خواهم دل به او بسپارم که از عاشقی هیچ نمی داند

می خواهم شبهای دلتنگی ام را به او ببخشم که دلی از سنگ دارد

می خواهم در میان این سنگ دلان سردی کنم با دل خویش

می خواهم سنگ باشم و دوری کنم از دل خویش

یا که نه ز سینه بیرونش کنم               این غافل از حال من و دیوانه خویش

/ 7 نظر / 9 بازدید
<س>

زیباست.فکر کنم خیلی ها همین طور دچارند ........... دچار یعنی............... ................دچار یعنی عاشق...[گل]

مریم

وفکرکن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد نمیشه کسی رو از دل بیرون کرد به خصوص اونیکه بهت بی توجهه

سحر

"به خدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید ..." فروغ فرخزاد /وداع/مجموعه اشعار موفق باشید

بیتا

خیلی قشنگ بود